تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» ای به فدای چشم تو...

نمیدانی که چشم دلبر من  

چه ها کرده است با چشم تر من

مرا چشمان او بیمار کرده است

دو چشمم را دو چشمش زار کرده است

مرا چشم وی و طرز نگاهش

پریشان کرده چون چشم سیاهش

من اول اهل جام می نبودم

بدین مستی چو چشم وی نبودم

چو واماند زبان او زگفتن

زچشمانش سخن باید شنفتن

مرا داده است مژگانش نشانها

 که دارد چشم فتانش زبانها

بسی گوش دلم زان چشم بشنفت

سخنهایی که نتوان با زبان گفت

ترا هم گر شود آن چشم استاد

 از او گیری زبان عشق را یاد

چو در چشمم فتد چشمش بصد ناز

 شود با من هم آغوش و هم آواز

زمن پرسد که از جانم چه خواهی

چه میخواهم زچشمی جز نگاهی

مرا کرده است چشمت بنده چشم

که میمیرم برای خنده چشم

همه لعل ترا خندان پسندند

من این خواهم که چشمانت بخندند

لب خندان خوشست اما نه چندان

 که باشد بهتر از چشمان خندان

ندارم وحشتی از هر دو چشمت

 که آگاهم زمهر و قهر چشمت

اگر یک چشم با قهرم براند

دگر چشم تو با مهرم بخواند

دو چشمت کرده خون برجوی چشمم

 تو گر این می پسندی روی چشمم

دو چشمانی که لالم در بیانش

زبان عشق می باشد زبانش

دو چشم نازنیت را بنازم

که از سر می کند با ناز بازم

بنازم آن چشمهای ناز پرورد

 دوصد ره کشت از نو زنده ام کرد

دو چشمانت چو کرد اهل نیازم

 چه سازم گر که با نازش نسازم

 

"ابوالقاسم حالت"

 

 

 


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  خرید آنتی ویروس   |   ساخت وبلاگ   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   مودم اینترنت   |   Telegram SMM Panel  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده