درمن حلول می کــند، آرامشی عجیب
بر من به سجده می رود عطری شبیه سیب
بی تو چه تلخ ترجمه شد هر تبسّمم؛
اکنون شکوفه می دمد از بارشم،عجیب
پیچیده در هــــزار گره بود لحظه ها؛
پر می کشند شاد و سبکبال ، عن قریب
تنـــها نهاده پا ، به نهـــانگاه هستی ام،
عشقت چه سر به زیر و چه آهسته و نجیب
- دزدانه در تصـرّف دُردانه ی سرور-
غم، با نــگاه روشن تو گشته بی نصیب
آگــاه شد برکــــه ام از معجزات رود؛
آن گاه، پُرشکن شد از آوای من یجیب
بر من حلال می شــود آســوده پَر کِشم
در ماورای چشمِ تو ای آیــه ی شکیب
دل - بوســه گاه عشق تو- درـ التهاب ناب
تکرار تو به هر ضـَرَبانش به صد ضــریب
شعر از صدیقه محمد جانی ( نسیم حوالی دریا)
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده