
هوالمحبوب
در نگاهت من نمی دانم چه پنهان کرده ای
آفتابی را ز تاب آن هراسان کرده ای
در خیابان خیالم هر زمان دیدم تو را
گوییا چیزی تو گم در این خیابان کرده ای
التهابی بود سنگین بر تن احساس من
با تبسم های سردت ! زود درمان کرده ای!
زیر چترم آمدی... رفتی و با هر آمدن
دلبری با بوسه هی خیس باران کرده ای
از محالات است این که ما برای هم شویم
از چه رو با هم شدن ها را تو کتمان کرده ای
سخت بود از خود شوم آزاد و سویت پر کشم
پر کشیدن را نسیم آسا چه آسان کرده ای
از نجوای نسیم (صدیقه محمدجانی)
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده