گرچه در بحرت شدم كم كم شناور بيشتر
كوچه ي ابروي تو دارد ستمگر بيشتر
فكر آزادي قشنگ است و تقلايي عبث
تا كه مي ريزد به روي دامنت پر بيشتر
با فراموشي نپيچيدم كه پنهانت كنم
درد تو بر زخم هايم مي زند سر بيشتر
دامنت در دست باد است و ولي از بخت بد
مي شوي درخاطره كوچه معطر بيشتر
معصيت دارد غزلخوان ِ نفسهايت شوم
گوش شيطان مي شود از آنطرف كر بيشتر
لحظه اي را گام بردار اينطرف آهسته تر
روي ماهت مي شود اينطور محشر بيشتر
گرچه مثل شاه مغلوبي در اين ميدان شدم
حلقه بسته دور ابروي تو لشكر بيشتر
مي روي پشت سراما لشكرت جا مانده است
مي شود اين جنگ ((بي تو)) نابرابر بيشتر
سيد مهدي نژادهاشمي
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده