چرا رحمی به حال من نکردی
لباس عشق را بر تن نکردی
دلم گم شد دراین آواز تاریک
چراغی از وفا روشن نکردی
شبی در انتهای خلوت و عود
هوای پیش من ماندن نکردی
ندانستی چه با من کرده این شب
وحتی میل پرسیدن نکردی
دلم در دخمه ای جامانده بی آب
تو حتی قصد باریدن نکردی
شکستم در هوای بد بیاری
تو دیدی ، رغبت بستن نکردی
تمام
آیه هایت را سرود م
تو کاری غیر دل کندن نکردی
http://qalamhawraman.mihanblog.com
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده