عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
شعر "عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست" از سعدیعشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاستکان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاستهر که با شاهد گلروی به خلوت بنشستنتواند ز سر راه مل...
شعر "عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست" از سعدیعشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاستکان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاستهر که با شاهد گلروی به خلوت بنشستنتواند ز سر راه مل...
شعر "ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما" از حافظای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شماآبروی خوبی از چاه زَنَخدان شماعزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمدهباز گردد یا برآید؟...
شعر "دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما" از حافظدوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ماچیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ماما مریدان روی سوی قبله چون آریم؟ چونروی سوی خانهٔ خَ...
شعر "رونق عهد شباب است دگر بُستان را" از حافظرونق عهد شباب است دگر بُستان رامیرسد مژدهٔ گل بلبل خوشالحان راای صبا گر به جوانان چمن باز رَسیخدمت ما برسان سرو و گل و ر...
شعر "صوفی بیا که آینه صافیست جام را" از حافظصوفی بیا که آینه صافیست جام راتا بنگری صفای می لعلفام راراز درون پرده ز رندان مست پرسکاین حال نیست زاهد عالیمقام راعَنق...
شعر "دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را" از حافظدل میرود ز دستم صاحبدلان خدا رادردا که راز پنهان خواهد شد آشکاراکشتیشکستگانیم ای باد شُرطِه برخیزباشد که باز بین...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده