مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست

عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست

شعر "عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست" از سعدی


عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست

کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست


هر که با شاهد گلروی به خلوت بنشست

نتواند ز سر راه ملامت برخاست

ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما مطلب مرتبط ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما


که شنیدی که برانگیخت سمند غم عشق

که نه اندر عقبش گرد ندامت برخاست


عشق غالب شد و از گوشه نشینان صلاح

نام مستوری و ناموس کرامت برخاست


در گلستانی کان گلبن خندان بنشست

سرو آزاد به یک پای غرامت برخاست


گل صدبرگ ندانم به چه رونق بشکفت

یا صنوبر به کدامین قد و قامت برخاست


دی زمانی به تکلف بر سعدی بنشست

فتنه بنشست چو برخاست قیامت برخاست

سعدی شیرازی


فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب


  ساخت وبلاگ   |   روانشناس ایرانی در لندن   |   دستگاه آب قلیایی دکتر مومنی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


رپورتاژ آگهی ثبت کن و دیده شو !! رپورتاژ آگهی ثبت کن و دیده شو !! مشاهده