اگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهی
شعر "اگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهی" از سعدیاگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهیسر بندگی به حکمت بنهم که پادشاهیمن اگر هزار خدمت بکنم گناهکارمتو هزار خون ناحق بکنی و بی گنا...
شعر "اگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهی" از سعدیاگرم حیات بخشی وگرم هلاک خواهیسر بندگی به حکمت بنهم که پادشاهیمن اگر هزار خدمت بکنم گناهکارمتو هزار خون ناحق بکنی و بی گنا...
شعر "آن تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدهست" از سعدیآن تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدهستیا ملک در صورت مردم به گفتار آمدهستآن پری کز خلق پنهان بود چندین روزگارباز...
شعر "اتفاقم به سر کوی کسی افتادهست" از سعدیاتفاقم به سر کوی کسی افتادهستکه در آن کوی چو من کشته بسی افتادهستخبر ما برسانید به مرغان چمنکه همآواز شما در قفسی افت...
شعر "هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست" از سعدیهر صبحدم نسیم گل از بوستان توستالحان بلبل از نفس دوستان توستچون خضر دید آن لب جانبخش دلفریبگفتا که آب چشمهٔ حیوان دهان ت...
شعر "لاابالی چه کند دفتر دانایی را" از سعدیلاابالی چه کند دفتر دانایی راطاقت وعظ نباشد سر سودایی راآب را قول تو با آتش اگر جمع کندنتواند که کند عشق و شکیبایی رادیده را ...
شعر "تا بود بار غمت بر دل بیهوش مرا" از سعدیتا بود بار غمت بر دل بیهوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرانگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطرتا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مر...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده