نعم القادر الله . . .
پیشکش به امام جواد (ع) . . . که دیده چهره ی طفلی به خانه نور بریزد ؟به دیده نور ببخشد ، به سینه شور بریزد ؟سپرده اند به دستش دو کهکشان و قرار استشراره های خودش را به چشم ...
پیشکش به امام جواد (ع) . . . که دیده چهره ی طفلی به خانه نور بریزد ؟به دیده نور ببخشد ، به سینه شور بریزد ؟سپرده اند به دستش دو کهکشان و قرار استشراره های خودش را به چشم ...
بخوانیدم در شهرستان ادب خواهرم ذره ذره می سوزد ، زیر پاشویهها و تب برهاعشق با پای خسته ی پدرم ، می دود پا به پایدکترهاباغبانان پیر با افسوس ، از میان خرابه و آواریاس ه...
رج به رج موی تو را بر دار قالی می کشندیا که بر بوم از تو تصویری خیالی می کشندبا کمی خرما و مشتی خاک و چندین خوشه عشقبر تنت پیراهنی از نخل و شالی می کشندهر طرف ارباب ها مح...
ای در رهای گیسوانت ، باد ، درمانده!در بیستونِ سینه ات، فریاد درمانده!سرّی درون خاندانتهست بی تردیدهر کس به فکر وصفتانافتاد ، درماندهای وسعت هر قطره ازخون تو عالمگیر...
pmPublicFriendsOnly MeCustomClose FriendsFerdowsi University of MashhadSee all sabzevariSabzevar Areafaghih sabzevariAzad tehran shomalFamilyAcquaintancesGo Backهرچند شاگردِ تو ذهن ِتنبلی دارداما نظر بازی ِ به عشق اولی دارد یک دس...
از هرچه که بیهوده می ترسید می گیرید ...!مثل جزامی ها تب ِ تبعید می گیرید هفسین تان جور است اما از دل تنگم ماهی برای سفره های عید می گیرید دیدید آدم برفی اسفند ماهی را جا...
سید مهدی نژادهاشمیYesterday · EditedPublicFriendsOnly MeCustomClose FriendsFerdowsi University of MashhadSee all sabzevariSabzevar Areafaghih sabzevariAzad tehran shomalFamilyAcquaintancesGo Backهرچند شاگردِ تو ذهن ِتنبلی دارد اما نظ...
غزل های سید مهدی نژادهاشمیغزلی قدیمی :تنها مرا گرگ بیابان درک خواهد کرد حال بدم را باد و باران درک خواهد کرد سلول خالی بی تو و با تو پر از دردم دیوانه را دیوار زندان د...
بافه ي گيسويت از ايل و تبار ديگريست ديدن روي تو سر فصل بهار ديگريست گرچه از عشاق ديوانه فراري مي شوي شمس رويت مولوي را اعتبار ديگريست معركه دارد تماشا كردنت از راه دور...
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 0cm ;
گرچه در بحرت شدم كم كم شناور بيشتر كوچه ي ابروي تو دارد ستمگر بيشتر فكر آزادي قشنگ است و تقلايي عبثتا كه مي ريزد به روي دامنت پر بيشتربا فراموشي نپيچيدم كه پنهانت كن...
در پيله ات تكرار در تكرار دلتنگي با سرنوشت اين درو ديوار مي جنگي دنيا قفس دارد قفس هاي متحرك بال و پرت را پس بگير از فصل بي رنگي گاهي به سينه مي زني سنگ حماقت را گاهي د...
طغیان نویسنده: سید مهدی نژاد هاشمی - ۱۳٩٢/٥/٢٦ مرا بازیچه ی خود کرد بین آتش و بارانکه گاهی باعث خاموشی محض است یا طغیاننفهمیدم که شیطان است و دل را می برد ...
نتایج اولین جشنواره مجازی شعر (برگزار کننده غزل جوان )علیرضا بدیع علیرضا بدیع اول: خانم فاطیما رنجبرنفر دوم: آقای سید مهدی نژاد هاشمینفر سوم: آقای مجید آزنفر چهارم: ...
یا حبیب الباکین نوشتم اول خط بسمه تعالی سربلند مرتبه پیکر بلندبالا سرفقط به تربت اعلات سجده خواهم کردکه بندهی تو نخواهد گذاشت هرجا سرقسم به معنی "لا یمکن الف...
یاحبیبالباکین همان عبایی که پنج نفر را درآغوش خود می گرفتتمام جسم اکبر را به خیمه گاهنبرد ...
یاحبیب الباکینسکوتسکوت عین سکوت است، بی هماننداستکه پیشوند ندارد،بدون پسوند استزبان رسمی اهلطریقت است سکوتسکوت حرف کمینیست، عین سوگند استزمین یخ زده راگرم می کند ...
یاحبیب الباکینانگار همین دیروز بودخانه پیرزن ته کوچه پشت یک تیر برق چوبی بودپشت فریاد های گل کوچکواقعا روزهای خوبی بود پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهرمنتظر بود در ...
یاحبیب الباکینگم کرد شبی راه و مسیرش به منافتادناخواسته در تیر رس راهزنافتاددر تیر رس من گره انداخت بهابروآهسته کمان و سپر از دست من افتادبی دغدغه بی هیچ نبردی دلمآ...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده